|
یکی بود و یکی نبود
|
||
|
ادبیات داستانی، جامعه شناسی، فلسفه |
آیا وب نوشتن یعنی تفریح و سرگرمی؟به عبارتی آیا شما وب نوشتن را از کارهای ضروری و روز مره خود می دانید؟![]()
آیا داستان نویسان و شاعران٬ وب نویسی را توسعه کارهای خود می دانند؟![]()
آیا وبلاگ نویسان می توانند در تصمیم گیری های جامعه سهم داشته باشند؟![]()
بیشتر به سراغ چه گونه ای از وبلاگ ها می روید؟سیاسی٬ اجتماعی٬ هنری٬ ورزشی٬ یا دیگر.![]()
به نظر شما دختران و زنان در فضای وبلاگ هم محدودیت دارند؟![]()
۱.شاید شما تا پیش از آن که وب نویس شوی٬ سالی یک صفحه هم ننوشته باشی اما حالا می کوشی که به روز بنویسی. حتی وبلاگ ها و سایت ها را نگاه می کنی و آنها را می خوانی و گاه برای آنهاکامنت می گذاری.
۲. شاید شما تا پیش از آن که وب نویس شوی٬ روزی ده ها صفحه می نوشتی و حالا دیگر نمی توانی بنویسی. اگر هم می نویسی٬ نمی توانی به روز باشی.چرا؟
۳.خیلی ها می توانند بنویسند و خیلی ها می کوشند که بنویسند و خیلی ها نمی توانند بنویسند.
۴. به گمانم تفاوت در نوشتن بر روی خط است.
۵. منظورم نوع نوشتن است.
۶. و البته انگیزه ها.
۷. ... .
با سپاس از حضور شما![]()
سوال آغارین من: علل اجتماعی و فرهنگی گرایش افراد به وب نویسی ؟
فعلا دارم بررسی می کنم که چند درصد افراد وب نویس نوشتن را با وب نویسی آغاز کرده اند.
از شما می خواهم که اگر ممکن است نکاتی را که در این باره می دانید، به من گزارش دهید.در صورت امکان شما هم این گونه بحثی را بیاغازید.
با سپاس فراوان!
درباره جنگ نوشتن احتیاط ورزی هایی می طلبد که ناگزیریم از آنها. ننوشتن درباره جنگ هم غفلت ورزی است. چه کنیم ما؟
جنگ و نوشتن درباره آن در این مملکت اما به گونه دیگری است ممزوج با حسی غریب... .
گفت خوبه. همان طور که سرش را بین دستانش گرفته بود این را گفت.من دلیلی برای حوشحال شدن ندیدم
و گفتم پس همین موضوع؟ گفت آره. اتفاقا موضوع جالبیه
.
..............................................................................................................................![]()
ببینید دوستان!
شما هر قدر هم نابغه باشید نباید انتظار داشته باشید که دیگران شما را نابغه بدانند. ما ایرانی ها مشکلمان همین است. تا باور کنیم که دیگران هنوز مقاماتمان را شهود نکرده اند بی خیال ماجرا نمی شویم.
بنده گذشته بر این طرحی برای تحقیق به استادمان ارائه داده بودم که کم کم داشتم در راه اثبات آن خودم را جرواجر می کردم. بعد به این نتیجه رسیدم که طرحی پیش پا افتاده بدهم که حالا همان طرح شده مقبول حضرت استاد!
دوم. به واسطه وجود نشانه های مختلف و متنوع(![]()
![]()
![]()
) امکان ارسال حالات و پیام های عاطفی و احساسی و مفاهیم نیز میسر است.
سوم. ادبیات حکم فرما بر فضای مجازی نشان می دهد که در این فضا فاصله وجود ندارد و نمی تواند مانعی در برقراری ارتباط باشد.
چهارم. سن، جنس، نژاد و دیگر ویژگی های دموگرافیک دو طرف نمی تواند در کیفیت ارتباط اختلال ایجاد کند. در این باره می توان افزود که قشر بندی در فضای مجازی ممکن است فراوان دگرگون شود.
پنجم. وبلاگ رسانه ای است معطوف به قدرت یا اراده؟ شما پاسخ دهید!
در همین باره چنین می گوید:زندگی چونان گردبادی از تغییرات است، نیروهای تاریخی عظیمی در کارند، جامعه تکنولوژیکی تحت کنترل است، اما روح جسم میان دو نیروی سازش ناپذیر( میان مجازیت فضایی که آشکارا توسط اراده معطوف به قدرت در هم خواهد شکست و مادیت زمانی که به عقب برنخواهد گشت ) به دام افتاده است.
|
|